تبليغاتX
پسری از جنس باران (قائمشهر)

barane-biseda

پیمان

barane-biseda

http://barane-biseda.blogfa.com

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

و بـــــاران اين آخرين پنــــــاه
خواهم مسافر باران باشم
مرا از آسمان عشقت چو باران بهاری
بر زمین دلت فرود آر تا در دلت
فرو بروم و از آن با رشه و جاودان
برویم ....

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)
خلوتگاه
 
        ahmad
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 20:10 |
جرم
             
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 12:28 |
عشق عروسکی

                                            

         

               -/ در تنهایی هایم شریک شو

                    با من از عشق بگو
                   

                    که دلم زنده به عشق ازلی است
                   

                   هر کجا می نگری
 

                  هر کجا می نگرم

                 عشق سازنده هر زندگی است

               با من از عشق بگو 
      

              سخن عشق شنیدن دارد

 

               

        ز چشمت چشم آن دارم که از چشمم نیندازی

         

            ز چشمانت که چشمانم به چشمان تو می­نازد

 

           ذکات چشم چشمی ز چشمت چشمی از رحمت

 

         که چشمم  را به جز چشمت دگر چشمی نمی­سازد

 

 

          -/ تا فصل بهار منتظر خواهم ماند

 

          تا دیدن یار منتظر خواهم ماند

       

          در غیبت تو اگر مرا دار زدند

 

          در چوبه دار منتظر خواهم ماند

 

         یک روز عشق دوباره جان می­گیرد

 

        یک هدیه زمین از آسمان می­گیرد

                                 

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 20:50 |
بهترین افای دنیا
اگه ديدی يک روز به سيخ کشيدنت، ناراحت نشو... چون خيلی جيگری

باران بهانه بود تا تو زير چتر من تا انتهاي كوچه بيايي و دوستي مثل گل شكوفه كند در ميان ما

مي خوام لخت بشم بيام زيرت ميخوام بغلت كنم.......ميخوام ببوسمت...فشارت بدم تا جائي كه قدرت دارم......خودم بچسبونم  بهت... واي تو چقدر نرمي پتوي گلبافت


سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

محاکمه عشق جلسه محاکمه عشق بود که عقل قاضي اين جلسه بودعشق را محکوم کرد به دورترين نقطه مغزيعني فراموشي .قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا بااومخالفت کردند.قلب شروع کرد به طرفداري از عشق:اهاي چشم مگرتو نبودي که هرروز ارزوي ديدن او را داشتي؟اي گوش مگر تو نبودي که ارزوي شنيدن صدايش را داشتي؟و شماها که هميشه اماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اين چنين با او مخالفيد؟همه اعضا روي برگرداندندوبه نشانه اعتراض ......

نخست دير زماني در او نگريستم چندان که چون نظر از وي باز گرفتم در اطراف من همه چيزي به هيات او در امده بود آنگاه دانستم که مرا ديگر از او گريز نيست .

زندگي اسم نيست , در واقع زيستن است. عشق نيست ,عشق ورزيدن است. رابطه نيست, ربط يافتن است. آواز نيست, آواز خواندن است. رقص نيست ,رقصيدن است. پس تو در هيچم مرا درياب .

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني.

عشق به زندگي را فرياد مي زنيم اما افسوس که در هياهوي بي رنگي عاطفه ها گاهي قلبهايمان را به وديعه مي سپاريم .

هرگز لبخند رو ترک نکن، حتي وقتي ناراحتي، چون هرکسي امکان دارد عاشق لبخند تو شود.... عشق تن به فراموشي نمي سپارد، مگر يکبار براي هميشه .

يه شب يه ستاره شانس از اسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنياست .

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده


انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذكريا تحقيق كرد كاشف شد ابوعلي سينا مطالعه كرد دكتر شد حالا تو بيكار بشين آف چك كن

شعر تيم ملي: يه تيم داريم قلقليه / سرخ و سفيد و سبزيه دائيش داره 3پا ميره (پاي سوم:عصا)/سنش داره بالا ميره ميرزا پورم هوا ميره/نمي بينه توپ کجا ميره علي کريميش سوا ميره/اون پاش داره جدا ميره کعبي داره کجا ميره/لنگش داره بالا ميره /نمي دوني تا کجا ميره/تا دهن فيگو ميره مهدوي کيا بي جون شده/بنزينش ديگه تموم شده برانکو عجب بلاييه/آدم با صواتيه اي کاش ايويچ نداشتيم/اي کاش دادکان نداشتيم/ اي کاش ما توپ نداشتيم/اصلاً فوتبال نداشتيم

 خانم معلمه به شاگردش ميگه پسرم اگه با يه سنگ يکي از 3 گنجشک روي سيم برق و بزنيم چند تا ميمونن ؟ پسره ميگه هيچي .. خانم معلمه ميگه نه پسرم 2تا ميمونن اما از طرز فکرت خوشم اومد ... پسره ميگه حالا خانم معلم 3تا دختر هستند که دارن بستني ميخورن يکي ليس ميزنه . يکي ميمکه .يکه گاز ميزنه کدومشون ازدواج کردن ؟ خانم معلمه ميگه : اون که ليس ميزنه .پسره ميگه نه اون که حلقه دستشه اما از طرز فکرت خوشم اومد.

یکی از خدا می پرسه :ای خدا۱۰۰۰۰۰۰۰ سال برات چقدره؟ خدا میگه یک دقیقه .بدش می پرسه۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار برات چقدر ارزش داره؟خدا میگه ۱ سنت.میگه پس ای خدا واسه من ۱ سنت بده خدا میگه باشه فقط ۱ دقیقه صبر کن

 نمي کشم بعد از اين نفسي اگر به داد دل من نرسي رها نمي کنم تو را شکسته بس اين دل من......چرانمي رسد به تو صداي گريه هاي من ؟ آرام جان ...عکس تو در ائينه ها نيست..افسوس اينجا تنها جاي تو خالي است.. نشسته ام به ياد تو غريب و تنها ....بيا رها کن و ببر مرا از اين سکوت شبها


شمع ، آهسته آهسته در تنهائي خود اشك ميريخت ! با هر قطره’ اشكي ، دنياي پيرامونش را روشني مي بخشيد . ديگر در حال فرو ريختن بود !! ناگاه به پايين پاي خود نگاه كرد ، پروانه را ديد كه جان داده است.

من همیشه زنده ام با خاطراتم , وا سه ی اینه که گریم میگیره, وقتی باهاتم نگو از گذشته می خام دیگه فاصله بگیرم , منو ا ونجوری که هستم توی قلبت بپذ یرم دید ن دوباره تو واسه من آغازه , ا وج شادی پرنده , لحظه پروازه تشنه ی محبتم درعین دلشکستگی , چون محبت عزیزم همیشه عاشق سازه گاهی بارون روی یک بوته ی پژمرده و خشک , جون تازه میده و خرمن گل می سازه شاخه ی گل توی یک گلدون زیبا ی بلور , داره ا حتیاج عزیزم به هوای تازه .

عاشقت گشتم گفتی عاشقان ديوانه اند عاقبت عاشق شدی ديدی که خود ديوانه ای .

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي .

ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟مطمئن باش از ته قلبم ميگم.هميشه از خدا ميخواستم که تو زندگي يه همراه خوب بهم بده.همراهي که هميشه کنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار کنم.خدا يکي رو بهم داد.همراه من نوکياست مال تو چيه؟

هیچ وقت گریه نکن / چون هیچ کس لیاقت گریه های تو رونداره/ و اون کس که لیاقتشو داره /طاقتشو نداره .

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه ؟ زود دستمو بالا بردم و گفتم یک بخش ' اما از وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق 3 بخشه : عطش دیدن تو ................ شوق با تو بودن............... و اندوه بی تو بودن.

شنديم مي خواي بري باز من و تنها بذاري هرچي ياد و خاطره ست پشت دلت جا بذاري شنيدم گفتي نگاهش واسه چشمام عاديه هر چيزي حدي داره محبتاش زياديه شنيدم يه مدتي مي خواي ازم دوري كني اينه رسمش كه با اين ديوونه اينجوري كني شنيدم همين روزا بازم مي خواي بري سفر بسلامت ! عزيزم اما همينجور بي خبر شنديم خسته شدي از بازياي سرنوشت نكنه اينبار ديگه بي من مي خواي بري بهشت شنيدم گفتي كه سرنوشتمون دست خداست اما تو خوب مي دوني حسابت از همه جداست .

 آموختم که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.

اگه تو دنيا قرار بود جاي چيزي باشم دوست داشتم جاي اشکات باشم تو چشات .متولد شم رو پلکات جون بگيرم رو صورتت جاري بشم رو لبات بميرم .

 مژده مژده....المپيك پسرها رسيد...1)مخ زدن دختر بسيجي در 10 ثانيه ..........2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج..................3)دويدن در حياط مدرسه دخترانه بدوون نگاه كردن به اطراف......4)رقابت با دختران در رشته چونه زني و پر حرفي پشت مبايل يا تلفن......5)ناز كشي 3دختر به طور همزمان..(خداييش اين از همش سختتره)..................به برندگان در صورت تصويب هييت داوران( 3 دختر بسيج)يك عدد گوشي


مي دونم مي توني قلبمو اتيش بزني اما نزن...مي دونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نذار... مي دونم مي توني بري و با کس ديگه اي دوست بشي اما نرو ....مي دونم مي توني جواب منو ندي اما بده...مي دونم مي توني نابودم کني اما نکن ....مي دونم مي توني واسم اف نذاري اما بذار...اي مهربون من دوست دارم

کاش بودی تادو دست عاشقم غافل ازلمس گل مینا نبود کاش بودی تازمستان دلم این چنین پرسوزوپرمعنانبود کاش بودی تافقط باورکنی بعد تو این زندگی زیبا نبود

کاش همه ی عشقای دنیا عشق آسمونی بود عشق به خدا بود و صفا و مهربونی بود کاش همه ی آرزوها یافتن عشق و خوبی بود کاش توی دنیای ما ستاره ها چیدنی بود کاشکی گلها همیشه توی باغا شاد بودن حتی توی زمستون هم گلها همیشه باز بودن کاشکی تو قلب آدما عشق و مهربونی بود عاشق خدا بودن کاشکی به این آسونی بود دیگه کمتر آدما فکر دلاشون با خداست نمی دونم که چرا قلبشون از خدا جداست؟

 نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که منو نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.

شاید يه روزي كسي رو كه باهاش خنديدي فراموش كني! اما كسي رو كه باهاش گريه كردي..... هرگز!!!

يه بسيجيه داشته به اسمان نگاه مي کرده مي بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين ميگه استغفرالله !!!

بچه گربه از مامانش مي‌پرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود.

انوران 12 دقيقه زودتر زلزله را مي فهمند. ما رو بي خبر نگذار!

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 19:46 |
عاشقی
عاشقي هزار درد... .
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 19:28 |
ایجاد مزاحمت
              
                هفت روش ایجاد مزاحمت
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 19:18 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ