پسری از جنس باران (قائمشهر)
ددددددوست دارم
دوستت دارم
گر صد بار مرا از خود برانی => دوستت دارم![]()
به زندان جفایت هم کشانی ==>
دوستت دارممیان خلق اگر نتوان حدیث عشق را گفت درون سینه ی تنگم ==>
دوستت دارمگر مرا لا یق بدانی یا ندانی==>
دوستت دارم
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 18:22 |
اين چه عشقی است ؟
اين چه عشقی است که در دل دارم
من از اين عشق چه حاصل دارم
می گريزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
من از اين عشق چه حاصل دارم
می گريزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده ی من
عشق سوزان ترا می جويد
می تپد قلبم و با هر تپشی قصه ی عشق ترا می گويد
بخت اگر از تو جدايم کرده
می گشايم گره از بخت، چه باک
ترسم اين عشق سر انجام مرا
بکشد تا به سراپرده ی خاک
.تقديم به (
د
) عزيزم، که با هر تپش قلبم یک بار اسم قشنگش رو تو ذهنم مرور مي کنم ![]()
|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 18:13 |









