آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخورد های سرد را
می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را با ور کنی
می رسد روزی که شبها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم
از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم
تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم
شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم
من تو رو فقط ۱۵ تا دوست دارم
به اندازه ي ۷ آسمون،۷ دريا و........۱ دنيا![]()
تمام لذت هاي دنيا واسه زمانيه كه انتظارشو نداري
و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست
پس حالا كه انتظارشو نداري...
يه دنيا دوستت دارم.![]()
شبامون آه که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونه درده
تو رو بی من منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با من و تو قهره دیگه
هرکدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمی گیره
چی به جز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد می ره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دوونده دیگه دیره
تقدیم به بهترینم......
سر راهت نشینم
گل
بریزم
اگر خنجر بباره بر نخیزم
اگر خنجر بباره مثل بارون
که تا رویت نبینم،برنخیزم

بارها گفته ام ، و تو خوب میدانی ، که ارزش نهایی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس خوشبختی در آن زندگی است .
در یکنواختی و سکون ، هیچ چیز وجود ندارد چه رسد به خوشبختی
که ناگزیر ، از پویش دائمی سر چشمه میگیرد .
ما نباید بگذاریم که هیچ جزئی از زندگی مان در دامِ تکرار ، گرفتار شود .
صیّادِ سعادت ، چشم براه دام دوخته است ....
من باز هم از تکرار ٬ با تو سخن خواهم گفت ـ امّا به لحنی و صورتی دیگر !

تو رو خدا یادت نره .
یک روزی عاشق تو بودم
تمام شعر هایم را برای تو می سرودم
اما حالا دوستت ندارم
همه شعر هایم را می سوزونم
یک عمر گرفتار تو بودم
تمام لحظه ها به یاد تو بودم
اما حالا اسیر کسی نیستم
دیگه کسی را دوست ندارم
شدم یک آزاده تنها
که عاشقی رو دوست نداره
شدم یک تک ستاره
چرا که ماهم نوری نداره
ماهی که نوری نداره
چه فایده دیدن این همه ستاره






