پسری از جنس باران (قائمشهر)
حیف که قدرمو نمی دونه
حیف قدرمو هیچکی نمی دونه
دلم خیلی گرفته خیلی چرا اخه اینطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر یک روز تنهایم گذاشتی و رفتی
بهت قول نمی دم که باز منتظرت بمانم
اما ازت میخواهم وقتی آمدی یک شاخه گل روی مزارم بیاوری

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 15:31 |
.......................
گفتمش دل ميخري؟
پرسيد چند؟..گفتمش دل مال تو، تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود، تا به خود باز آمدم او
رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود، جاي پايش روي دل جا مانده بود

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 15:24 |

