تبليغاتX
پسری از جنس باران (قائمشهر)

barane-biseda

پیمان

barane-biseda

http://barane-biseda.blogfa.com

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

و بـــــاران اين آخرين پنــــــاه
خواهم مسافر باران باشم
مرا از آسمان عشقت چو باران بهاری
بر زمین دلت فرود آر تا در دلت
فرو بروم و از آن با رشه و جاودان
برویم ....

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)
    

خانه دل وقتی می آیی تمامش مال تو


از وجودم هرچه می خواهی تمامش مال تو

من فقط یک لحظه دیدارت کنم تنها همین

در عوض هر چه تماشایی تمامش مال تو

از تو هر شب خانه دل روشن و نورانی است

هر که دید گفتا چه شبهایی تمامش مال تو

این دلم از دیدارت شده دریا دلی

تو بخواه این دل دریایی تمامش مال تو

هر شب از یاد تو پرگل می شود صحرای دل

به چه صحرایی و گلهایی تمامش مال تو

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 12:25 |
کاش می شد

 سرزمین عشق را
در میان گامها تقسیم کرد
کاش می شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهیم کرد
کاش می شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش می شد با پری از برگ یاس
تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
کاش میشد با نسیم شامگاه
برگ زرد یاس ها را رنگ کرد
کاش می شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشد در سکوت دشت شب
ناله غمگین باران را شنید
                           بعد دست قطره هایش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر کشید
کاش می شد مثل یک حس لطیف
لا به لای آسمان پر نور شد
کاش میشد چادر شب را کشید
از نقاب شوم ظلمت دور شد
کاش می شد از میان ژاله ها
جرعه ای از مهربانی را چشید
 در جواب خوبها جان هدیه داد
سختی و نامهربانی را ندید
کاش میشد با محبت خانه ساخت
یک اطاقش را به مروارید داد
کاش می شد آسمان مهر را
خانه کرد و به گل خورشید داد
کاش میشد بر تمام مردمان
 پیشوند نام انسان را گذاشت
کاش می شد که دلی را شاد کرد
بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت
کاش میشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
کاش می شد مثل قوهای سپید
از لب دریای مهرش آب خورد
کاش میشد جای اشعار بلند
بیت ها راساده و زیبا کنم
کاش می شد برگ برگ بیت را
سرخ تر از واژه رویا کنم
کاش میشد با کلامی سرخ و سبز
یک دل غمدیده را تسکین دهم
کاش میشد در طلوع یاس ها
به صنوبر یک سبد نسرین دهم
کاش میشد با تمام حرف ها
یک دریچه به صفا را وا کنم
کاش میشد در نهایت راه عشق
آن گل گم گشته را پیدا کنم

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 12:24 |
صدای زندگی

از دست تو نیست              دله من از گریه پره

مثل تو طاقت نداره          واسه تو هر دم می باره

دیگه اشکهای من طاقت موندن ندارن             نباشی بی تو باز میمیرن میریزن

بی تو هردم می بارن

 

تو تمومه دنیامی   تو تمومه حرفامی        تو همه ای لحظه ای گرمه عاشق بودنی

تو تمومه دنیامی   تو تمومه حرفامی        تو همه ای لحظه ای گرمه عاشق بودنی

 

یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون

داره دلم رو میبره       میبره بی نام و نشون

اون ستاره همون چشمای توی تو آسمون             داره پر پر میزنه  دلم واسه دیدن اون

 

 

 

تو تمومه دنیامی   تو تمومه حرفامی        تو همه ای لحظه ای گرمه عاشق بودنی

 

تو تمومه دنیامی   تو تمومه حرفامی        تو همه ای لحظه ای گرمه عاشق بودنی

 

           

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 12:10 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ