تبليغاتX
پسری از جنس باران (قائمشهر)

barane-biseda

پیمان

barane-biseda

http://barane-biseda.blogfa.com

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)

و بـــــاران اين آخرين پنــــــاه
خواهم مسافر باران باشم
مرا از آسمان عشقت چو باران بهاری
بر زمین دلت فرود آر تا در دلت
فرو بروم و از آن با رشه و جاودان
برویم ....

پسری از جنس باران (قائمشهر)

پسری از جنس باران (قائمشهر)
چشمان مضطرب

           

فانوس بر دست کدامین، کنج ِشب را جستجو میکنی؟

صدای ستارگان را هم نمیشنوی.

لبخند مرا هم نمیبینی.من به خاطر تو میتابم ..هر شب. هر روز.

روزها کسی نمیبیند مرا ..اما تو که همراه ِ سکوت ِ شبهای منی .خوب میدانی.

 

روی برمیگردانم.از کجاست این نجوای شبانه؟!

در پس،در پیش ، در کنار

تنها سکوت و راز و تاریکی خانه گسترده.

کیست این ؟

با نازُکای لبخندش نگاهم میکند...مهتاب است...

 

 

همان که همراه ماست در دل تاریک شب.

همراه من و تو.مسافران شب.

راستی...تا قبل از حسِ دستان تو ،

در شب فقط میخفتم.اما اینک در شب خفتگان را مینگرم.

اینک در شب میگردم.

صدای سکوتش را میشنوم.

چه آهنگ ِ شگفتی دارد.

بگذار جمع ببندم افعال را تا آرام گیرم.

مینگریم........میگردیم....میشنویم......

اما...

چند روزیست در آغوشت احساس سرما میکنم.

و خواب که چشمانم را میرباید

سراسیمه بیدار میشوم.

سکوت نمیگذارد بخوابم.

 

.........

با تن نحیفم..چه پر پیچ و خم را ه ها ، باید بروم.

بگذار جمع ببندم......

 

برویم...............        

 

|+| نوشته شده توسط پیمان در و ساعت 14:37 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ